تبليغاتX
فروغ زن

خوابيدن نخستين كار من است .بسي پيش از نوشتن.خواب تا ديرگاهي از روز را دوست مي‌دارم.آنگاه كه در خانه‌‌ي خويش نخوابيده‌ام، غالبا از دير برخاستن نگران مي‌شوم: در خانه‌اي كه‌ متعلق به شما نيست ، در چه ساعت معقولي بليد از خواب بر خيزيد؟ اين مسئله، به سان تمامي مسائل به راستي جدي حل ناشدني است .

+ نوشته شده در 86/07/27ساعت 19:16 توسط گلناز به گو

 

كودكي خردسال بر اثر خنته در گذشت،
پدري در نيويورك اندام تناسلي دخترش را با چاقو قطع كرد
از سال 1995 60 زن بر اثر ختنه جان سپردند و 6000 دختر در بيمارستان‌ها بستري شده‌اند
اين اخبار بخش كوچكي از از يك خشونت مرسوم است خشونت وحشيانه‌اي كه بيش از 4000 سال نسل به نسل انجام مي‌گيرد و دل هر انسان سالمي را به راستي به درد مي‌آورد.
ختنه‌‌‌ي زنان يا چنان‌كه شايسته‌تر است امروز گفته شود، مثله‌ي اندام‌هاي تناسلي زنان (اف،جي، ام)**،چيزي جز بريدن اندام تناسلي زنان نيست و عمدتا در 28 كشور آفريقايي و برخي ازمناطق آسيا انجام مي‌شود. با وجود اينكه 14 كشور به طور قانوني آن را نفي كردند و چند كشور بور كينا فاسو، مصر، غنا، سنگال و سرا ليون كساني را كه به ختنه زنان دست مي زنند توقيف و محكوم مي كنند تاكنون اثري در كاهش گستردگي اين عمل ديده نمي‌شود.
يونسيف در سال 2005 گستردگي انجام اين عمل را در قاره آفريقا بررسي كرده است. طبق بر آورد سازمان بهداشت جهاني تعداد زنان و دختران كه تا كنون ختنه شدند بين 100 تا 140 ميليون است همچنين سازمان ملل اين رقم را 130 ميليون گزارش داده است. اين در حالي است كه بر اساس گفته‌ي هر دو سازمان هر ساله دو ميليون دختر در معرض خطر قرباني شدن قرار دارند. يعني روزي 6000 هزار دختر.
تنوع اين عمل از نظر خشونت، بر حسب موقعيت جغرافيايي و روال فرهنگي نوسان پيدا مي كند. سازمان بهداشت جهاني اين عمل را به 4 نوع عمده تقسيم مي كند:
1. حالت اول: شامل بريدن لبه‌ي كليتورس¹ و در برخي موارد بريدن تمامي آن
2.حالت دوم: در اين گونه كليه‌ي كليتورس و بخشي و يا تمامي لابياي مينور² بريده مي شود
3.حالت سوم: انتهاي طيف دو حالت قبلي است و ختنه‌ي عميق نام دارد كه شامل برداشتن كليتورس و لابيا مينور و ماژور³ است .كه در اين حالت دو طرف لابيا توسط بخيه، چسب، گاهي خار به هم وصل مي‌شود. در اين حالت بيشتر دهانه واژن بسته مي شود و تنها مجراي كوچكي باقي مي ماند كه ادرار و خون خارج شود لازم به ذكر است كه نوع ختنه متداول ترين شكل موجود است كه بر روي 80 درصد دختران در سومالي انجام مي گيرد.
4.حالت چهارم: در كشورهاي چون مالزي و سنگاپور بيشتر اين نوع ختنه رايج است كه در اين مدل پوست روي كليتورس بر داشته مي شود.
گفتني است كه غير از 4 حالت در برخي مناطق نوع ديگري از ختنه ديده شده است كه در اين حالت با دوختن بخشي از دهانه‌ي واژن سعي بر تنگ كردن آن شده است.
به لحاظ سنتي هنگامي كه زنان آماده‌ ازدواج مي‌شوند اين سوراخ بسته شده مي‌تواند باز شود كه به طور معمول همسر با هر بار هم آغوشي سعي بر باز شدن آن مي‌كند.
ختنه زنان معمولا قبل از سن بلوغ در محدوده‌ي سني 4 تا 12 سالگي صورت مي‌ گيرد .با وجود اين گاهي در نوزادي و يا قبل از ازدواج نيز انجام شده است. اين عمل هر بار بايد بر روي يك دختر انجام گيرد ولي معمولا دختران كه در يك گروه سني هستند با هم ختنه مي كنند تمامي خنته ها در شرايط كاملا ابتدايي به وسيله‌ قابله يا زني دهاتي انجام مي گيرد. از هيچ داروي بيهوشي استفاده نمي شود. دختران را با هر ابزاري كه دردسترس باشد مي‌برند: تيغ ريش تراشي، چاقو، قيچي، شيشه‌ي شكسته، سنگ تيز و در بعضي مناطق داندان.
سازمان بهداشت جهاني و ساير تشكيلات پزشكي ادعا كردند كه اين عمل غير ضروري و دردناك است و نبايد در كتب پزشكي مجاز دانسته شود. به هر حال عوارض آني ختنه‌ي عميق شوك، عفونت، آسيب مجراي ادرار، زخم، بيماري كزاز، عفونتهاي مثانه‌اي، عفونت‌هاي خوني، ايدز و يرقان است. عوارض دراز مدت عبارت‌اند از عفونتهاي مزمن يا متناوب مجراي ادرار و لگن كه مي‌تواند به نازايي، تشكيل كيست و دمل در ناحيه‌ي مجراي زنانه منجر شود، برآمدگي دردناك در مسير اعصاب، دشواري فزاينده ادرار، قطع قاعدگي، جمع شدن خون قاعدگي در شكم، سرد مزاجي، افسردگي و مرگ و آنچه كه شايد از ساير موارد مهم‌تر باشد اين است كه زن در تمامي عمرش از لذت عمل جنسي محروم خواهد بود.
متاسفانه تعداد دختران مهاجر كه به دست تيغ قابله سپرده مي‌شوند كم نيست. آفريقايي ها به هر كجا كه مهاجرت كردند اين سنت را با خود برده‌اند. به گفته‌ي واريس ديري سفير مخصوص سازمان ملل 27 هزار زن در نيويورك تحت اين عمل قرار گرفته‌اند يا خواهند گرفت. قانون گذاران بر اين باورند كه لازم است قوانين جداگانه‌اي براي حمايت كودكان در معرض خطر قرار دارند وضع شود چرا كه بسياري از خانواده‌ها ادعا مي‌كنند كه اين از حقوق مذهبي‌شان است و هيج دولتي اجازه مداخله در اين باره ندارد.
بسياري مدعي هسنتد اين عمل يكي از آيين‌هاي مذهب اسلام است اما واقعيت اين است كه اين خشونت به طور يكسان در ميان مذاهب مختلف ديده مي شود. عمده‌ترين عامل انجام اين سنت باكره نگه داشتن دختران تا قبل از ازدواج است و اساسا اين رسم را مردان مطالبه مي كنند. مردان خودخواهي كه مي‌خواهند مالكيت خود را بر مطالبات جنسي زنان‌شان اعمال كنند و از آنجايي كه در اين فرهنگ‌ها جايي براي زن ازدواج نكرده وجود ندارد مادران خود مايلند كه اين خشونتي كه بر خودشان اعمال شده است بر روي دخترانشان نيز اعمال شود زیرا كسي نيست كه فرزندشان را به زني قبول كند و دخترشان تا آخر عمر كثيف و حشري خوانده مي‌شود .مادران آفريقايي درست مانند مادران غربي كه تمام فكرشان اين است كه دخترانشان تحصيل كنند وظيفه‌شان را در ايجاد بهترين موقعيت براي ازدواج دختران‌‌‌شان مي‌بينند. شايد بهتر باشد جهل و خرافات را مهم ترين عامل اين خشونت بدانيم و بهترين دليل توقف آن را درد و رنج و مرگي كه از آن به جا مي‌ماند.

گستردگی ختنه حالت سوم
map1.jpg

درصد شیوع خنته در آفریقای میانه
map2_copy.jpg

درصد گستردگی ختنه حالت سوم در کشورهای آفریقایی
table_1.jpg

ارتباط میان تحصیلات مادران و شیوع ختنه دختران
table2_copy.jpg


**FGM (Female Genital Mutilation)
1. Clitoris
2. Labia Minor
3. Labia Major

منابع :
1.تحقيق انجام شده در سال 2005 توسط سازمانfecinU
2.كتاب گل صحرا نوشته واريس ديري و كاتلين ميلر
3.ترجمه‌ي از مقاله منتشر شده توسط سازمان بهداشت جهاني
4.سايت واريس ديري سفير سازمان

+ نوشته شده در 86/07/17ساعت 23:3 توسط گلناز به گو |

روزهایی که می‌گذرند دیگر باز نخواهند گشت .امروز چه کردم: دیر برخاستم ، قهوه‌ایی نوشیدم، سیگار کشیدم ، پانزده سطر نوشتم ، دوازده سطر راخط زدم ، روی تخت دراز کشیدم ،مطالبی خواندم که آنها را باور نکردم و اینک شب است ، آسمان مه گرفته‌ی شبی در مهر ماه .تنها کارهای مهمی که کردم این بود که گلدان‌های را کمی آب دادم و خرده نانی لب پنجره گذاشتم برای گنجشکان این شهر سرما زده. پرندگان برای چشیدن آنها می‌آیند یا نه برایم مهم نیست .من درست همان کاری را می کنم که آنها می‌کنند :آنگاه که زندگی رو به سردی می‌رود در کتابهای شاعران به جست و جوی چیزی برای ادامه پرواز خویش می‌پردازم.شاعران چه اهمیتی دارد مهم پرواز من است.
+ نوشته شده در 86/07/15ساعت 23:47 توسط گلناز به گو

این خانه خالی نیست . صاحبخانه کمی  فرصت می خواهد تا با حال وهوای خمیدهء پاییز بسازد  .تا چند روز آینده پیدایش می شود تاخیرش را حمل بر بی حوصلگی کنید و جایی نرودید تا کمی دل خوش کند .

+ نوشته شده در 86/07/08ساعت 23:17 توسط گلناز به گو

خشونت عليه زنان رفتاري است كه تنها به دليل جنسيت زن به او اعمال مي شود و در نهايت منجر به صدمه جنسي، چسمي و رواني زن مي شود .اين خشونت يك رفتار همه گير جهاني است كه اساسا در خفا پيش برده مي شود و امروزه يكي از مهمترين مباحث مورد بحث جوامع بشري است.
زنان هميشه با نمايان ترين حالت تبعيض و نابرابري در تمامي زندگي و در سراسر جهان روبه رو هستند. خشونت عليه زنان با اشكال مختلف جسمي وجنسي، خانگي، دولتي، اجتماعي و فرهنگي نمايان مي شود و گاه عوارض غير كشنده ی فيزيكي و رواني دارد و در پاره ی اوقات نیز عواقبي كشنده .
با بررسي قوانين حمايت از خانواده وهمجنين لايحه جنجالي اخير كه چندي پيش توسط دولت نهم به مجلس ارائه شد به اين نتيجه مي رسيم كه برخي از مفاد قانوني ونيز اين لايحه نه نتها گامي در جهت تحكيم و حمايت از كانون خانواده نيست بلكه يك خشونت قانوني است كه زمينه ساز اعمال خشونت هاي بيشتر خانگي و اجتماعي خواهد شد.
نوك پيكان اين ادعا در ماده 23 اين لايحه و يا به عبارتي ماده 16 قانون حمايت از خانواده مصوب 15 بهمن 53 ديده مي شود. با اين تفاوت كه در لايحه ی اخير اثري از شرط رضايتِ همسر اول نيست درحالي‌ كه قانون مصوب سال 53، مردان را مکلف به کسب اين اجازه از همسر اول خود مي‌کرد. قانوني که در صورت تصويب لايحه‌ي جديد، اعتبار خود را از دست خواهد داد. آنچه مشهود است خشونت نهفته در این مساله، چه قانون قدیمی و چه لایحه ی جدید، مبنی بر ازدواج مجدد زن است. علي رغم اينكه در قانون مصوب سال 53 اجازه ی همسر اول ضروري بوده ولي تجربه نشان داده است كه كسب اين تكليف به راستي فرماليته بوده، چرا که اولا مردان براي صيغه كردن احتياجي به اجازه ندارند و ثانيا بارها ديده شده است كه مردان با ايجاد ترس، وحشت و بعضا ضرب و شتم كه خود مصداق بارزخشونت خانگي است زنان را مجبور به اعلام رضايت كرده اند .
به طور كلي اينكه مرد مي تواند از لحاظ قانوني چند همسر داشته باشد_ خواه با اعلام رضايت خود زن ويا صدور اجازه از دادگاه_ فضاي خانواده را براي زن مكاني پر از اضطراب، نگراني و بي اعتمادي مي كند كه در نهايت موجب افسردگي و خشم دروني او مي شود چرا كه اين حس نگراني دائما به او دست خواهد داد كه به راحتي قابل جايگزيني است.
حال با حذف رضايت زن در لايحه جديد نه تنها اين اضطراب بيشتر خواهد شد بلكه از طرفي نيز از حس ناتواني و اينكه زندگي خارج از كنترلش است بي بهره نخواهد بود پس زن خواه ناخواه به اين نتيجه خواهد رسيد كه اصلا مهم نيست او چه مي خواهد و تنها مهره اي است در سيستمي كه طوري طراحي شده است كه او را سر سوزني در نظر نگرفته است. مجموعه اين حس ها موجب خشم بيشتر او خواهد شد. از آنجا كه اساسا نظام فكري سنتي و مرد سالار ما به او چنين آموخته است كه تا كارد به استخوانش نرسد لب به اعتراض نگشايد و يا اگر سخني از نارضايتي به ميان آورد منتظر عواقب بعدي باشد پس به ناچار خشم خود را فرو خواهد خورد و از آن جايي كه خشم بيان نشده مهم ترين مانع اقتدار يك زن است، تا زماني كه نتواند با خشم خود مواجه شود احساس درماندگي، بي ارزشي و نارضايتي مي كند و اساسا تجلي نهايي دروني كردن خشم، چيزي جزافسردگي نيست.
طبيعي است كه در اين حالت افسردگي، زنان به دنبال راهكارهایی هستند اما آنها در انتخاب اين راهكار معمولا به دو دسته عمده تقسيم مي شوند، دسته نخست آنهايي كه به روي عواطف و احساسات خود سر پوش مي گذارند و راه را بر خشم خود مي بندند و وانمود مي كنند كه زندگي طبيعي دارند و با ظاهر سازي و سر گرم كردن خود، احساسات و عواطف شديد خود را سرپوش می گذارند.
اينها زناني هستند كه به تصور اينكه قسمت آنها در زندگي چنين بوده بدان تن در مي دهند و دركي از تلاش براي تغيير زندگي ندارند زيرا معتقدند كه بر هيچ چيز كنترل ندارند. اين مفهوم كه آنان براي به دست گرفتن اختيار سرنوشت خويش آخرين و كمترين حق را دارند براي رشد فرديشان خطرناك است و آنها را عملا تبديل به انساني مي كند كه از درون نابود شده است هرچند كه به ظاهر نفس مي كشد. اما افسردگي در دسته دوم تا بدانجا پيش مي رود كه حركتي پويا در زنان به وجود مي آورد كه از ديگران مي خواهند دست از رنجاندن آنان بردارند. اينجاست كه ممكن است خودكشي، خودسوزي، شوهر كشي ويا هووكشي پاسخ نهايي به اين خشم وتنها راه رهايي به نظر برسد اين درست همان چيزي است كه از آن به عنوان خشونت دولتي ياد مي كنند. خشونتي كه دولتها با وضع قوانينی نابرابر موجب خشم زن و صدمه رواني به وی مي شوند .

گلنازبه گو /زنستان

 


 

+ نوشته شده در 86/07/04ساعت 18:31 توسط گلناز به گو |