زندگي گاهي وقتها مثل صاعقه چيزی رو كه سالها دنبالش مي گردي مي ذاره تو دامنت و تو خيلي راحت پاهاتو باز مي كني و پرتش مي كني پايين .وتنها داغش می ذاری تو سينت! به قول دوستي زندگي روايت آن مرد يخ فروشي است كه از او پرسيدند :فروختي ؟ جواب داد:نخريدند ولي تمام شد .
خيلي دوست داشتم يخ اين ويلاگ بلاخره با چيزهاي خوب باز شه ولي چيز نيست جز نادايي و ناتواني و نيازمندي و نگراني . اينكه هر روز يكي از بچهها در دانشگاه زندلن آب خنك ميل ميكند و پياممان به گوش كسي نميرسد .مگر کمپین یک میلیون امضا چه ميخواهد ؟
اين خواستهي زيادي نيست والا به خداوندي خدا هرگز نخواستيم چيزي بيشتر از حقمان بگيريم .ما زنيم و نمي خواهيم جون زن هستيم از حق و حقوق كمتري برخوردار باشيم.مي خواهيم جايگاه اجتماعي، همسر، شغل و نوع زندگيمان را خودمان انتخاب كنيم .نمي خواهيم به جرم زن بودن اجبارهاي گوناگوني بر زندگيمان سايه بافكند و با چون كودكان نابالغ رفتار شود .باور كنيد ما مي خواهيم چون انسانيم حق داشته باشيم نه قدرت! نميخواهيم چون زورمان كمتر است كتك بخوريم و كوچك شويم .ميخواهيم نه تنها مردان بر ما سلطه نداشته باشند بلكه سلطهگري از زمين محو شود.ميخواهيم در ذهن، زبان و زندگي روزمره انسان جايگزين زن و مرد كنيم در يك كلام چيزي نمي خواهيم جز اينكه آدممان فرض كنند. واقعا چيز زيادي مي خواهيم !؟چرا من و صدها مثل من بايد تنمان بلرزد تا يك نفر بيانيهمان را امضا كند چرا با يك نگاه چپ چپ اين دوستان سبز پوش بايد بترسيم و سنجاق سينه هايمان را در جورابمان فرو كنيم تا نفهمند كه چگونه فكر مي كنيم ؟ چرا هر بار كه مي خواهيم دور هم جمع شويم در مورد انسان بودنمان حرف بزنيم بايد در هفت سوراخ قايم شويم ؟ چرا دوستان من بايد الان در زندان باشند؟ ميدانم جواب را سالها از ميان مردمك چشمان مردان زندگيم خواندم : آنها هار شدند. اصلا زنان را چه به حرف زيادي زدن و حق وحقوق طلبيدن ،آنها بروند كهنهي بچه ها را بشويد و عقلشان كه نمي رسد ضعيفه ونصفه عقل هستند ما مردان مي فهميم و همين و بس
پی نوشت:خوشحالم که حداقل مدت این آب خنک خوردن زیاد نبوده و بچه ها الان بیرونن !
من اما، در اين روزها زندگي رنجم مي دهد .در روز زندگي به مرگم مي كشاند و در شب زندگي را مي كشم .فكر مي كردم ملكه خواهم شد جز گدايي بلد نيستم .مي خواستم عشقي زيبا زندگي را بيارايد ، از زخمي كثيف مي ميرم .و هم چنان اينجا هستم زنده، از زندگي دست نخورده ام در ميان اين ويرانه ها زجر مي كشم .مي دانم كه خواهم مرد از اين همه آواز در ميان اين تعداد معدود شاخ و برگ.
لايحه حمايت خانواده (پيشنهادي دولت) به زودي براي تصويب در صحن مجلس مطرح مي شود در همين راستا سايت "ميدان زنان" اقدام به يك نظرسنجي اينترنتي كرده است. هدف از طرح نظرسنجي جمع بندي نظرات مردم درباره ميزان مقبوليت اين لايحه در سطح جامعه و انعکاس نتايج آن است.دوستان که احتمالا سری به این خانه می زنند .لطفا با پاسخ گویی به این نظر سنجی ما را یاری کنند .نتایج این نظر سنجی و نمودارهای مربوطه تا یک هفته دیگر اعلام می شود.
ازدواج موقت یا همان صیغه از مباحث بسیار جنجالی است که هر از گاهی ترویجش از سوی مقامات دولتی پیشنهاد شده و با برخورد فعالان اجتماعی خصوصا زنان جنجالی تر شده و پس از چندی سر و صدایش می خوابد وبه فراموشی سپرده می شود .آنچه که مسلم است صیغه در یک جامعه مترقی و غیره ایدئولوژیک یک مدل مترقی است .مثلا در فرانسه درست چیزی مثل ازدواج موفقت خودمان وجود دارد که دو نفر بدون اینکه ازدواج دائم بکنند به شهرداری می روند و اعلام می کنند که تصمیم دارند در کنار هم زندگی گنند و شهرداری نیز با دادن برگه ای این رابطه را در واقع ثبت می کند و تا جایی پیش می رود که این دو نفر مالیات کمتری نسبت به یک فرد مجرد می پردازند و این دو نفر وارد یک رابطه برابر می شوند .اما چرا این مدل در جامعه ما قابل اجرا نیست ؟
مهم ترین عامل شاید قوانین و عرف حاکم بر جامعه باشد از آنجایی که اساسا ازدواج در ایران حال چه موقت و چه دائم بر اساس یک رابطه برابر نیست و همه چیز به نفع مرد خانواده است، مرد است که ریاست خانواده را دارد، حق طلاق،حضانت فرزند و بسیاری دیگر که بر شمردنش در این مقال نمی گنجد اما آنچه در ازدواج دائم به داد زن می رسد فرهنگ ماست که در آن اساسا ازدواج _البته از نوع همیشگی _ سنت پیامبر و بسیار محترم است و زن به خاطر بچه و حفظ آبرو این نابرابری را تاب می آورد و زندگی را ادامه می دهد .اما در صیغه که معمولا در خفا صورت می گیرد کسی از زن حمایت نمی کند و اساسا عرف ما زن صیغه ای را به مشروعیت نمی داند . و از آنجایی که صیغه در فرهنگ ما همواره به عنوان راه حلی برای ارضای غرایز جنسی جوانان ارائه می شود زنان که صیغه می شوند چه از دیدگاه بیرونی_ جامعه_ و چه از دیدگاه درونی _ خود فرد _ تفاوتی با روسپی ندارند .این ادعای زمانی بر من اثبات شد که 2 گزارش در مجلهء زنان در این باب خواندم .اولی نوشتهء رویا کریمی مجد است و دومی که نوشتهء الهه حبیبی که به بررسی سایت صیغه دات کام می پردازد _سایتی که اکنون فیلتر شده _ در این گزارش به لیست زنان و مردان که می خواهند ازوداج موقت کنند نگاه کردم در اکثر موارد زن در مقابل ماهایی که می خواهد صیغه باشد مبلغی تعیین کرده است! یا مردان که می خواهند زنی صیغه کنند اکثرا در مورد جا و مکان حرف زدند!
نمونه ای از این درخواستها به شرح زیر است :
« سلام. من عباس 33 ساله ، مهربان و خوش تیپ هستم .تحصیلاتم در رشتهء مهندسی برق است به خانم مطلقه ای که دارای جا و مکان هست برای ازدواج موقت نیاز دارم و باید بگویم شاغلم و نمی توانم زیاد وقت بگذارم اگه خانومی با این مشخصات هست به من ایمیل بزنه»
«سلام .من سوسن هستم .23 ساله و اهل شهرهای جنوب کشور هستم .اما در حال حاضر در تهران دانشجو هستم و برای تامین مخارج سنگین تحصیلم حاضرم به ازدواج موقت با فردی مناسب هستم .البته من دخترم هستم و حتما باید حفظ بشه .لازم به ذکره که پدر من 13 سال پیش فوت شده اند.(آوردن این جمله یعنی علی رغمی که دختره ولی به اجازه پدر احتیاجی نداره).از لحاظ قیافه و اندام هم نسبتا زیبا و خوش اندام هستم.این رو تو اولین بر خورد خودتون متوجه می شین.من پایبند به مسائل دینی هستم .قبلا هم 3 بار سابقه ازدواج موقت داشته ام و الان هم در عدهء ازدواج قبلی ام هستم .نهم تیر عده تموم می شه و می تونم دوباره ازدواج کنم.
قوانین:
ا.عقد در یکی از محضر خانه های رسمی انجام شود
2.مبلغ مهریه ماهانه 200 هزار تومان که مدت زمان عده هم سه ماه به آن اضافه می شود ،یعنی مهریه جهت یک ماه 800 هزار ریال ،2 ماه 1000000 میلیون ، 3 ماه 12000000 و 4 ماه 14000000
3.حداکثر مدت ازدواج 4 ماه است( من هم به استراحت نیاز دارم)
4.مبلغ مهریه هنگام عقد به صورت کامل باید پرداخت شود.
5.مهریه ام در صورت ازالهء بکارت 1000 سکه تمام بهار خواهد بود که این موضوع موقع عقد در محضر به ثبت می رسه ( این به این خاطره که مطمئن باشم طرف یکبار فکر اشتباهی به سرش نزنه و بدونه که این موضوع چقدر برام ارزش داره)
6.آزمایش ایدز قبل از عقد ضروریه
7.بعد از پایان دوره همدیگر را اصلا نخواهیم شناخت ونباید مزاحمتی ایجاد شود .
اولویت و مشخصات فرد مورد نظر :
1.مسن تر ها
2.متاهل ها
3.کسانی که دورهء بیشتری پسشنهاد می کنند
4.تحصیلات (پزشکان در اولویت بالاتری هستند)
5.کسانی که مبلغ بالاتری رو نسبت به اون چیزی که گفتم پیشنهاد کنند
6.قیافه و شخصیت و موقعیت اجتماعی
...»
خوب تمامی اینها آیا چیزی از فاحشگی کمتر دارد ؟تنها تفاوت اینجاست که روسپی یک شب در اختیار است اما زن صیغه ای حداقل برای سه ماه موجود است .! خوب بی دلیل نیست که وقتی صحبت از ترویج این نوع ازدواج می شود صدای همه در می آید و به آن از دید ترویج فساد نگاه می کنند.
ربیعه اوزدن فعال زن اسلام گرای ترکی با من هم عقیده است .او ایران را برای اسلامگرایان جهان الگویی می دانست و همیشه کشور ما را آمالی برای تمام مسلمانان می خواند در رمضان 2006 به ایران آمد تا از نزدیک با کشور آرزواهایش ملاقات کند .
او یک شب پس از افطار دیده است که مردی سالخورده دربرابر ۵۰۰ دلار خواستار صیغه کردن او شده، یا آن طور که او می نویسد «یک شب همبستری در برابر پول و خواندن جملاتی عربی که این عمل خرد کننده را به لحاظ قانونی توجیه می کند»، توسط پیرمردی به او پیشنهاد شده است. و او در کتاب خودش "ملکه های تهران" از این موضوع با عنوان فاحشگی یادمی کند.
بله من هم می دانم که اگر نیاز جنسی در انسان بر طرف نشود هزاران نا بهنجاری ایجاد می کند و انسان افسرده و بی تمرکز می شود ولی ارائه راهکاری که آدمیزاد نتواند به آن افتخار کند و قابل بازگو در عرف و جامعه نباشد و اساسا زن را در حد فاحشه پایین می آورد به درد نمی خورد چون باز همان افسردگی و خشم را در انسان ایجاد می کند .
شاید واقعا ترویج این فرهنگ که رابطه زن و مرد باید برابر باشد و اینکه عشق فرزند آزادی و رابطه جنسی جز لاینفک عشق است کمک بیشتری به حل معضلات همه بکند!
آی با کلاه
خیلی بعضی از کارها وابتکارا به دلم می شینه .امروز بطری آب معدنی دماوند را بلند کردم آرم یونیسف به چشمم خورد. تعجب کردم، بعد دقیق تر نگاه کردم ، فهمیدم شرکت دماوند با همکاری یونیسف ایران طرحی به نام آی با کلاه اجرا کرده که در این طرح به 4500 کودک در 12 شهر و96 روستا از محروم ترین نقاط مملکت آموزش داده می شه وهر کس که این محصول رو می خره در پیشبرد این طرح سهیم شده .جالبه که قیمت 100 بطری آب معدنی دماوند معادل با قیمت آموزش یکی از این بچه هاست !
پس اگر هوس خریدن آب معدنی به سرتون زد دماوند بخرید که شاید بانی خیر شودید.
در زندگی من اندک دانایی وجود ندارد و نیز دیوانگی .به درستی نمی دانم در زندکی من چه چیزی هست .شاید صرفا زندگی با آمیزه از تنهایی و دانایی و دیوانگی. تنهایی چنان بی پروا خانه مرا اشغال می کند که به تصور در نمی آید .هیچ چیز را بیرون از خود به حال خویش رها نمی سازد، جز صفحات کاغذ ، آنگاه که می خوانم ، کمتر از هر زمانی تنها هستم .تنهایی آنگاه که در یک زوج بالا می گیرد ، هولناک است و بد کار .آنگاه که به اتاق من در می آید ، چگونه بگویم ، آسوده است .عادت خود را دارد و مکان مهیای خویش را.تنهایی بیماری است که تنها در صورتی از آن شفا می یابیم که بگذاریم هر آنچه می خواهد بکند وبه خصوص در پی علاج آن در بر نیاییم ، در هیج کجا. همواره از آن کسانی بیم دارم که تنهایی را بر نمی تابند و از زندگی مشترک ، کار ، دوست و حتی شیطان چیزی می خواهند که آنان را یارای انجام نیست و آن، محافظت در برابر واقعیت خویشتن تنها است .ناتوانایی آنها، در تنها بودن آنان را مبدل به تنها ترین مردمان عالم می کند.

لایحه حمایت خانواده مشتمل بر 53 ماده از طرف دولت به مجلس فرستاده شد.از نظر شخص من که نه حقوق دان هستم و نه کارشناس و تنها به عنوان شهروند ایرانی اظهار نظر می کنم ، بخشهایی از این لایحه به طور ملموسی ضد زن است واساسا حمایت از زنان خانواده در راستای این لایحه به چشم نمی خورد .
مهمتر از همه ماده 23 این لایحه واقعا خچالت آور است.این ماده می گوید : اختيار همسر دائم بعدي، منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانايي مالی مرد وتعهد اجراء عدالت بین همسران می باشد .
تبصره- در صورت تعدد ازدواج چنانچه مهريه حال باشد و همسر اول آن را مطالبه نمايد، اجازه ثبت ازدواج مجدد منوط به پرداخت مهريه زن اول است.
در این لایحه اجازه همسراول که سابق بر آن وجود داشت حذف شده است .در واقع مثل معروف گل بود و به سبزه آراسته شد وسوالی که وجود دارد این است که اساسا تعهد چه معنی دارد ؟ آیا مفهوم عدالت تنها با تعهد دادن مرد به دادگاه که مثلا نفقه ی یکسان به زنانش بدهد کامل می شود و یا تساوی محل سکونت بین زنان متعدد نشانه عدل است ؟ عدالت یک مفهوم کلی است ونمی توان توانایی شوهر را به اجرای عدالت چند زن با هیح معیاری محک زد . آیا می شود در مورد محبت هم عدالت داشت ؟ایا در مورد ارتباط جنسی می توان عادل بود ؟
لازم ذکر است که قرآن در آیه 128 سوره ی نساء اجرای عدالت را از جانب شوهر به زنان متعدد تعلیق به محال کرده است .ترجمه قسمت اول این آیه خطاب به مردان است : " شما هرگز قادر نیستید بین زنان به عدالت رفتار کنید ...هر قدر هم که به این کار حریص و راغب باشید " بنا براین واژه هرگز "لن " در این مورد بسیار مهم است .
این ماده تعدد زوجات به خصوص برای مردان ثروتمند را بسیار راحت کرده است و اشکال بارزی که در این ماده وجود دارد ضمانت اجرایی آن است .تبصره این قانون هم چیز عجیبی نیست بله ، اگر زن بفهمد که دادگاه قرار است به مردش اجازه تجدید فراش دهد می تواند مهریه ی خود را مطالبه کند _واقعا زحمت کشیده اند مهریه عندامطالبه را به زن می دهدند_ و اگر در عقد نامه اش شرط طلاق به دلیل ازدواج مجدد مرد باشد می تواند طلاق بگیرد .
پی نوشت :در این راستا سایت میدان با تمرکز بر مفاد لایحه به ویژه مادهای2،11،18،21،22،23،25،38،44،4۶، به اعتراض زنان تا تصویب این لایحه در مجلس شکل همگانی داده است .
هنگامی که یک سال پیش رعنا جلیل 38 ساله، شوهر را در پی انفجاری در بغداد از دست داد هیچ فکر نمی کرد که روزی برای سیر کردن شکم فرزندانش به فاحشگی بپردازد .او روزهای سختی را به یاد می آورد که به التماس گذارنده بود.به روزهای گدایی از مغازه دارها و مدیران کمپانی ، بیمارستانها وهمه کجا وهمه کس و جوابی نه جز نگاه ی که او تعصب می نامد و فرزندان ریز ودرشتی که از سوتغذیه رنج می برند و شکمی که گرسنه است دیگر ایمانی نمی شناسد .
سرنوشتش همچون همه روسپی های سناریویی بی کلام تکراری است .
بغداد ، گرگ ومیش صبح.
هوا نیمه روشن است وزنی تکیده با قدمهای اهسته
می رود .به شیشه مغازه ای چسپیده است و اگهی
استخدام را می خواند .صدای ترمز ماشین از دور می آید
که زن بودن و زیبا یش را یاد آوری کند .بر می گردد، باد در
روسری سرخش افتاده است . جلو می رود به هیچ کلامی
سوار می شود
اتاق سرد، روز
رعنا پاها از هم گشوده است ، مردی پشمالو بر رویش افتاده خرناس می کشد . 11 دقیقه در اشک و لذت می گذرد
و تمام
خانه ، ظهر
رعنا وارد خانه می شود در دستش کاسه ماست و نانی است
بچه ها هر کدام می آیند تکه نانی می خودند و می خندند
بیوه های عراقی ناامید
پیش از حمله ایلات متحده به عراق زنان بیوه خصوصا آنهایی که در جنگ ایران و عراق همسران خود را از دست داده اند از برخی مزایا از جمله مقرری ،کمک هزینه تحصیل فرزندان و در پاره ای اوقات مسکن بر خوردار بودند اما اکنون به دلیل وضعیت وخیم اقتصادی دولت عراق قادر به حمایت بیوها در سطح وسیعی نیست .
به گفتهی تشکیلات غیر دولتی آزادی زنان در عراق، 15 درصد زنان بیوهی عراقی جنگزده به طور گسترده ای به دنبال ازدواجهای موقت یا به نوعی صیغه هستد حال این جستجو پاره از موارد برای بهره مندی از حمایتهای مالی و گاهی به هدف در امان بودن هنگام جنگهای فرقه ای است .
او می گوید : انجیو دلایل مستندی دارد برای بر شمردن 4000 زن که از سال 2003 به روسپیگری می پردازند و جای بسی تاسف است که 20 درصد این زنان زیر 18 سال هستند .
این سازمان همچنین مدعی است بسیاری از زنان که در طول این چند سال دزیده شدند همگی در خارج از عراق به روسپیگری ناچار شدند .
علی رغم اینکه آمارهای منطقی ناچیزی در مورد آمار بیوهها در عراق وجود دارد ،وزیر رسیدگی به اموز زنان می گوید: حداقل 350000 زن تنها در بغداد و 8 میلیون در سطح کل کشور وجود دارد .
تجارت تلخ
روسپیگری تنها مشکل نیست چرا که بسیاری از خانوادهای عراقی در سر دوراهی برای فروش دخترانشان هستند .
ابو احمد بیوه ، پدر مجروح 5 فرزند، دخترش لینا را به مرد عراقی الصلی که برای تجارت زن به زادگاهش برمی گشت فروخت .او می گوید: چاره ندارد چرا که در ازای این پول می تواند نان دگر فرزندان را بهتر بدهد و هربلایی سر لینا آید لااقل سیر است .
در آغاز ابو احمد با زنی به نام شادا آشنا می شود .او در واقع دلال این معاملات است .زنی مشهور که هر چند روز یکبار جایش را عوض می کند تا گروهای مسلح او را نکشند
شادا نقشش این است که خانوادههای زنان جوان را متقاعد کند که در خارج از مرزهای عراق زندگی بهتری در انتظار آنهاست.
.او می گوید: "خانواده ها آنها را نمی خواهند و ما حداقل به بقای زندگشان کمک می کنیم. ما به آنها غذا و سر پناه و روزی 10 $ می دهیم البته به ازای سرویس دادن به حداقل 2 مشتری .ترجیح ما دختران باکره است چراکه می توانیم آنها به قیمت گزافی به میلیونرهای عرب بفروشیم ."
فرار از اردن
نوحا سلیم می گوید :"با افزایش خط فقر ، موارد مشابه چون لینا بسیار رایج شده است و گاهی دیده شده است که خانوادها دخترانشان را کمتر از 500 دلار نیز به دلالان فروخته اند."
اما بطور افزاینده ، دختران جوان به محضی که به کشورهای همسایه می رسند متوجه می شوند که روسپیگری هزینه سنگین و خطر ناکی برایشان دارد .
سوها محمد 17 ساله که توسط مادرش به دلالان فروخته شد خودش به عنوان فاحشه و پدرش توسط افراطیون مذهبی گشته شد .
او هنگامی که به اردون رسید مجبور به تحمل سکس گروهی با 4 نفر از اعضای باند شد تا بیاموزد که اسرار این تجارت چیست .اوبه گنگی معروفی فروخته شده بود که کارش فراهم آوردن فاحشهها برای افراد مهم سوریه و عمان و اساسا مشتریان پر سود بود. اما با گذشت 6 ماه به کمک یک خانواده عراقی از اردون می گریزد که البته 3 روز بعد به قتل می رسد .
عمه اش در این رابطه می گوید: " من هرگز تصور نمی کردم که مادری بتواند روزی دخترش را بفروشد ولی متاسفانه زنان در عراق مهم نیستند و کسی برایشان ارزش قائل نیست ."
دادو ستد
به گفته ی، مادایا زهیر ، سخنگوی انجمن حقوق زنان در عراق ، انجیوهای عراقی وعربی سعی دارند تا کشورهای همسایه را از این دادو ستد با خبر کنند .و آنها میکوشند تا رد پای از این زنان بیابند ولی متاسفانه این موضوع بدون حمایتهای بین اللملی چه از منظر مالی و چه از نظر منابع اطلاع رسانی امکان پذیر نمی باشد .و این ترس وجود دارد که روز به روز به تعداد زنان که برای این تجارت جنسی فروخته می شوند اضافه شود.
آری هر روزه زنان جوان بیوه چون نیره لطیف 27 ساله به وجود می آیند که حتی نمی تواند از خانواده هایشان کمک بگیرند و ناچارند که نان زن بودنشان را بخورند.
لینک: مقاله ای در سایت الجزیره