تبليغاتX
فروغ زن

حسن قاسمی ، رییس کل دادگستری استان قزوین ،اعلام کرده با دستور وی و بخشنامه رییس قوه قضاییه  اجرای حکم سنگسار دو نفر درتاکستان متوقف شد.وی همچنین انتشار این خبر را نا درست خواند و گفت:"چنین حکمی در قزوین اجرا نمی شود"

علی رغم درج این خبر،به گفتهء برخی از دانشجویان، دادگستری همچنان در تدارک مقدمات اجرای این حکم است و بیم آن میرود که فردا این حکم بی سروصدا اجرا شود .

گفتنی است که من هر بار با دادگستری تاکستان تماس گرفتم ضمن تایید خبر اشاره ای به توقف آن نشد !!!

منبع خبر:خبرگزاری فارس

 

+ نوشته شده در 86/03/30ساعت 20:40 توسط گلناز به گو |

 

"خبر فوري: 5 شنبه ساعت 9 صبح روبه روي بهشت زهراي تاکستان دو نفر را سنگسار مي کنند."

پيغامي بود که امروز بعد از ظهر از طريق موبايلهاي به موبايل بعضي از فعالان کمپين مبارزه با سنگسار  رسيد. ناباوري لحظات اوليه جاي خود را به نتايج تکان دهنده تحقيقات و اخبار موثق داد. شوراي تامين استان مجوز اجراي حکم سنگسار يک زن و يک مرد را در ملاء عام صادر کرده است. قاضي شعبه يکم دادگاه جزايي تاکستان که حکم رجم را صادر کرده، خود در محل اجراي حکم حضور خواهد يافت و اولين سنگ را خواهد زد. قرار بوده اين حکم روز يکشنبه 26 خرداد اجرا شود که شوراي تامين استان اجراي آن را به 5 شنبه 31 خرداد موكول كرده است. 

مکرمه ابراهيمي، 43 ساله، 11 سال است که به همراه مردي که از او يک فرزند دارد در زندان چوبين قزوين در انتظار اجراي حکم سنگسار به سر مي برد. يک منبع مطلع با تاييد خبر اجراي حکم سنگسار در تاکستان به خبرنگار ميدان گفت: "حتي گودالي را که قرار است حکم در آن اجرا بشود در بهشت زهرا کنده اند.

وي افزود: براي اين مرد و زن به دليل زناي محصنه حكم رجم صادر شده و اين حكم نه با اقرار يا شهادت بلکه بر اساس علم قاضي بوده است. اين مرد و زن فرزندي دارند كه اكنون 11 ساله است. گفته مي شود اين دو نفر که مدتي نيز با هم زندگي مي کرده اند از همان اوايل زندگي عملي خود با هم در زندان به سر مي بردند. البته روايت ها درباره زن متفاوت است. برخي مي گويند همسرش او را بيرون از خانه انداخته بوده است و زن به مدت 2 سال جدا در خانه مادرش زندگي مي كرده است. مرد و زن هر دو از ازدواج هاي قبلي خود فرزند دارند. مکرمه که مادر 3 فرزند است به شدت در زندان پريشان و بي تاب است.

شنيده ها حاکي از آن است که حکم رجم پس از رد درخواست مکرمه در کميسيون عفو و بخشودگي به اصرار يکي از مقامات قضايي استان قزوين قرار است اجرا شود.

در حالي است که قرار است با اعلان رسمي در محل اجراي حکم، فردا از مردم دعوت شود تا در اجراي سنگسار در تاکستان شرکت کنند، مقامات قضايي ايران اجراي هرگونه حکم سنگساري را تکذيب کرده و مي کنند.

کمپين «قانون بي سنگسار» از همه شهروندان دعوت مي‌کند که با مقامات و مسئولين جمهوري اسلامي ايران، بويژه مسئولين شوراي تامين در استان قزوين، تماس بگيرند و خواستار توقف سنگسار مکرمه ابراهيمي، مادر 43 ساله سه فرزند، و شريک وي، يعني پدر فرزند 11 ساله ايشان شوند.

شماره تماس با دادگستري تاکستان:

۰۲۸۲۵۲۳۰۶۷۶
0282 3681625

شماره هاي تماس با استانداري قزوين

تلفن:
281 3682811
281 3682812
281 3682813
281 3682814
281 3682815
281 3682816

فاکس:
281 3682941
281 3682895

شما همچنين مي‌توانيد با شماره تلفن‌هاي زير با دفتر ديگر مقامات رسمي کشور تماس بگيريد:

دفتر مقام رهبري
64412020

رياست قوه قضائيه
22741002-5

اداره کل نظارت وپيگيري قوه قضائيه
22741002-5

دفتر رياست جمهوري

88825071
88825072
88825073

 

لینک :میدان زنان

+ نوشته شده در 86/03/29ساعت 22:31 توسط گلناز به گو |

مهربانترینم من از اینکه اینگونه می‌‌اندیشی متعجبم .خاطرت نیست آن روزی که برادرت دو برابر تو ارث برد به چه می اندیشیدی؟ چه زود شبهایی که ار درد سوزش کشیده نخوابیدی از یاد بردی. بیاد آر که چگونه از مردت گریختی

واقعا ما که برای برابری حقوق خود و  دختران تو تلاش می کنیم تا روزهای سخت زندگی تورا تجربه نکنند  بیکاریم؟!

می دانم می گویی:"زنان ایران هنوز ظرفیت این  تغییر را ندارند .اگر این قوانین عوض شود دیگر سنگ بر سنگ بند نمی ماند .شما به جای اینکارها فرهنگ سازی کنید. " چرا ما این ظرفیت را نداریم مگر جدا از این است که امروزه 60 درصد قبول شدگان در دانشگاه زنان هستند .دیگر چه باید بکنیم که باورمان کنند و بدانند که ارزشمان نصف مرد نیست .چگونه ثابت کنیم که ما هم حق این را داریم که هرگاه در زندگی به تنگ آمدیم از مردمان جدا شویم  .چه کنیم تا  بدانند نصفه عقل نیستیم و می توانیم فرزندانمان را اداره کنیم .من منکر فرهنگ سازی نسیتم ولی به قول حقوق دانان قانون باید با شرایط تاریخی  منطق باشد و حتی جلو تر ار شرایط زمانی  پیش رود تا به روند تغییر فرهنگ کمک کند .اساسا یکی ازنقشهای قانون فرهنگ سازی است .دلیل نمی شود چون ما مسلمان هستیم با قوانین ۱۴۰۰ سال پیش زندگی کنیم .

نه نازنین ما بیکار نیستیم تنها بر این باوریم که  باید وقت ، زمان ،پول و اعصابمان را کف دستمان بگذاریم و هزینه کنیم ،حقمان را بطلبیم و منتظر نباشیم که آن را کادو پیچی به درب منزلمان تحویل دهند باشد که فرزندانمان از آفتاب لذت برند و تنها به حکم زن بودن تحقیر نشوند.

نه .من هرگز نمی خواهم که چیزی را به خاطر من(!) امضا کنی.

 پی نوشت: فلش کمپین یک میلیون امضا دیدنی است

 

 

+ نوشته شده در 86/03/26ساعت 1:6 توسط گلناز به گو |

در دوران مسیحی شدن ژاپن، سامورایی ها یک مبلغ مسیحی را دستگیر کردند.یکی از جنجویان گفت :"اگر می خواهی رنده بمانی ، فردا صبح باید تمثال مسیح را باید جلوی ما لگد کوب  کنی ."مبلغ،بدون هیچ تردیدی در قلبش، خوابید .هرگز آن را توهین را روا نمی داشت ، و بنابراین خودش را برای شهادت آمده کرد . نیمه شب از خواب بیدار شد ، از روی تختش بر خواست و ناگهان پایش را روی بدن کسی گذاشت که روی زمین خوابیده بود .نگاه کرد و نزدیک بود بی هوش شود :خود عیسا مسیح روی زمین خوابیده بود!
مسیح گفت :"اکنون که پایت را روی خود گذاشتی ، فردا هم تمثال مرا لگدکوب کن.جنگ برای یک آرمان بسیار مهم تر از دادن یک قربانی است."

 

 

 

+ نوشته شده در 86/03/24ساعت 13:25 توسط گلناز به گو |

این پرسشی است که پاسخ خود را نمی یابد .این پرسشی است که از پاسخ خود نومید است.ضربه های خود را به زیر شقیقه ها می زند، تا بدان جا که هوای آزاد پاسخش را بیابد .این پرسشی کودکانه است .آن را روحی پیش کشیده که در پاره ای از آسمان نیلگون و زیر فشار سکوتی  که برایش سنگین است ، در تلاطم است: من که همیشه در  این جهان نبوده ام ، از کجا آمده ام ؟ پیش از آن که زاده شوم ، کجا بوده ام ؟

عصر ما کوتاه ترین پاسخ را به این پرسش می دهد : تو از آمیزش میان پدر ومادرت به وجود امدی . تو حاصل چند ناله و اندکی لذتی .وانگهی این ناله ولذت چندان هم ضروری نیست .امروزه به چیزی جز یک لوله آزمایش نیاز نیست .این آخرین  پاسخی است که زمانه بدان رسیده است : تو از نطفه و یک تخمک پدید آمده ای.

آیا کسی در میان شما هست که  پاسخ را بداند؟

+ نوشته شده در 86/03/21ساعت 1:0 توسط گلناز به گو |

در این شماره زنستان به نابرابری دیه زن و مرد می پردازد

سری بزنید و مقالهء دیه در قوانین ایران نوشتهء زهرا صادقی را از دست ندهید باشد که مثل من اول بنا به خندیدن و بعد گریه  کردن بگذازید.

 

+ نوشته شده در 86/03/19ساعت 13:52 توسط گلناز به گو

از زمانی که با کمپین یک میلیون امضا آشنا شدم هر جا و در هر جمعی از این کمپین می گویم و سعی می کنم همه دوستان و اطرافیان رو با این کمپین آشنا کنم  و ازشان می خواهم که بیانیه را امضا کنند و به جمع ما بپیوندند.خوب مثل هر موضوع دیگر برخی استقبال می کنند و برخی ار کنارش  می گذرند .امروز صبح به دختر عمویم تلفن کردم و جریان را توضیح دادم .خوشحال شد و گفت حتما امضا می کند .با چه شوقی ازروی مبل می پرم و می گویم : "الهام من الان میام که ازت امضا بگیرم" می خندد ومی گوید" بیا".تمام راه رو دیوانه وار رانندگی  کردم و از هیجان اصلا متوجه گرما که همیشه کلافه ام می کند نشدم .با  بد بختی محل کارش را که یک مرکز توان بخشی  در رسالت است پیدا  می کنم وبا عجله ما شینم رو کج و معوج می گذارم وپیشش  می روم .الهام نشسته است و  به یک پسر معلول ذهنی یاد می دهد که چگونه راه برود.من را می بیند و جلو می آید .تعارف می کند  که  بنشینم .نمی خواهم مزاحمش بشوم بیانیه را در می آورم. با خوشحالی امضا می کند و می گوید:" گلناز بریم از همکارام امضا بگیریم" .می رویم صدایشان می کند و من هم توضیح می دهم که این طرح چیست و از کجا شروع  شده و به کجا قراراست که برسد و می خواهم که  آن را امضا کنند .می گویند :"اول می خوایم بخونیمش بعد امضا می کنیم  ".خوشحال بودم و فکر می کردم که سه نفر دیگر اضافه شدند .چند دقیقه می گذرد و یکی ازآنها می گوید:"تمام حرفهای شما درسته ولی من پشیمون شدم امضا نمی کنم".نمی توانم مجبورش کنم فقط می پرسم :"می شه بگین چرا این کار رو نمی کنید فقط می خوام دلیل شو بدونم ؟" من و من می کند چواب می دهد : "آخه آقامون خیلی حساسه" وادامه میده ":البته فکر نکنی از ترسه ها از دوست داشتنه من حتی بدون اجازه ی شوهرم آب نمی خورم ."!

کاغذ ها را می گیرم ، بهت زده کیفم رابرمی دارم و از الهام خداحافظی می کنم و سوار ماشین می شوم.

بر گشتم خیس عرق  با سر درد ،تنها یک امضا و یک میلیون سوال بی جواب .

+ نوشته شده در 86/03/17ساعت 0:12 توسط گلناز به گو |

آیا واقعا یک رویکرد ضد مردانه و ترویجی برای هم جنس گرایی میان زنان یا بر گشت به دوران زن سالاری است؟

یا تنها، حرکتی است برای احقاق حق از دست رفته ی مرد ، زن ، کودک ، سفید، سیاه و.....

آنچه در زیر آمده است تعریفی از مفاهیم زن سالار ی، مرد سالاری و فمینیسم است

باشد که خود قضاوت کنید.

 

۱.دوران زن/مادر سالاری طبق تقسیم بندی مردم شناسان به جامعه ی اولیه یا دوران توحش اطلاق می شود که در آن زن/مادر به واسطه ی اقتدار وتوانایی مادری وپیامدهای طبیعی آن یعنی باروری ،فرزندزدایی ،تربیت و نگهداری و تامین غذا و معیشت فرزند محور زندگی قرار دارد و بیشتر نقش اجتماعی مانند تبار ، وراثت ، نام و نسب به او تعلق میگیرد. در این دوران زن /مادر به واسطه ی نیاز به تامین احتیاجات فرزند که بنا بر حس غریزی سخت به او عشق می ورزد به امور کشت وزرع روی زمین می پردازد و کشاورزی را می شناسد و می شناساند.در این دوران مرد به کار شبانی وگله داری وصید و شکار مشغول است.

۲. دوران مرد سالار طبق همان  تقسیم بندی به دورانی اطلاق می شود که جامعه ی آن روز به واسطه آشنایی و ورود  به  دوران کشاورزی با محصول و نیز کثرت و انباشت آن آشنا می شود .مرد، در این دوران ؛با تغییر و جابجایی نقش کار از شبانی و گله داری و صید وشکار به کشاورزی و روبرو شدن با کثرت و انباشت محصول و در نهایت افزایش سرمایه و همچنین با توجه به غیبت چند روزه زن در ماه  و نیز غیبت یک دو ساله زن / مادر به واسطه در گیری های ناشی از بارداری ،فرزند زدایی و نگاهداری فرزند ، بر جامعه کشاورزی حاکم می شود و اقتدار و حاکمیت جامعه را بدست می گیرد . بیشتر جامعه شناسان و مردم شناسان آغاز نظام مرد/پدر سالاری  را با رشد جامعه ی کشاورزی مقارن می دانند.

بدیهی است که در این اقتدار مردانه بخشی از ویژگی های «جنسیتی- جسمی » که در مردان متفاوت از زنان است ،منحرفا رشد ونمو پیدا کرده و آن ویژگی ها تواناتر شده و موجب تغییر ژنیتیکی جنسیت زن شده است.مقولاتی مانند محوریت مردمدارانه و مرد سالارانه که در خانواده منجر به اقتدار پدر و کنار زدن نقش مادر ،حتی در نام و نسب شده و همه رفتارها و منافع را در جامعه حول محور مرد قرار داده است و عملا نظامی را به جامعه تحمیل نموده که مرد در راس آن قرار داشته و هنوز هم دارد.

۳.فمینیسم ظاهرا به حرکت هایی اطلاق می شود که از آغاز جنگ ویتنام و اعزام سربازان جوان آمریکایی به ویتنام و اعتراض مادران آنان به کشته شدن فرزندشان (که در سالهای اخیر مشابه آن ها را به وسیلهء اعتراض مادران روسی که فرزندشان برای جنگ به چچن اعزام می شدند، می دیدیم) و حرکت دانشجویی از فرانسه سالهای دهه ۱۹۶۰ و  حرکت انقلابی کشورهای به اصطلاح جهان سوم و نیز عتراضات سیاهان به وضع غیر انسانی خود چه در کشورهای سفید نشین که شهروند آنجا هستند وچه قاره ی سیاه که سرزمین انان است و مبارزه ی آنان علیه ظلم و ستمی که از طرف سفید پوست ها اعمال می شده ، شروع شده است.

بنا بر این در این تعریف فمینیست کسی است که با هر نوع ظلم و ستمی که در جهان به واسطه ی سلطه نظام مرد سالاری به وجود آمده و شمول آن اعم از استعمار و استثمار و استحمار زن و کودک و مرد وسیاه و سفید و جهان سومی و دومی واولی و... است، مبارزه می کند .

بدیهی است که آنان که به واقعیت شوم مظلومیت و تحت ستم بودن « زن» در طول تاریخ مرد اندیش و مرد سالار جهانی که منجر به ضعف و ناتوانی حتی ذهنی او شده است اعتراف دارند ودر راه حق او فعالیت می کنند نیز در این تعریف فمینیست خوانده می شوند.

مرد

 

+ نوشته شده در 86/03/11ساعت 16:25 توسط گلناز به گو |

من ،عزیزم

با قامت خمیده و چشمانی که دیگر سویی برای بوییدن فردا ندارد و با قلبی که به تعداد گناهانم شکسته شده است امروز را فردا می کنم.

و اما تو

بودنت را با تمام نیرو و عظمت بر ذهنم فریاد می کنی

آری هستی، همواره هستی

 

 

+ نوشته شده در 86/03/09ساعت 14:24 توسط گلناز به گو

تازگی از همه چیز خندم می گیره البته نه از سره دلخوشی از روی خریت!

 امروز مصاحبه ی آیت نجفی رو در مورد فیلم مستندش فوتبال سر بسته می خوندم که از باز خندم گرفت البته نه  به سوژه  که اتفاقا خیلی هم جالبه _فیلم در مورده اولین مسابقه ی تیم ملی فوتبال زنان ایران در طول 27 سال اخیر است_ به مصیبت هایی که این بیچاره طی کرده تا این فیلم و بسازه ! فکره شو بکن با وجود اینکه با زیکنهای زن ایران وآلمان هردو روسری دارن  ولی باز وروده آقایان به ورزشگاه ممنوعه،یعنی آقای آیت نجفی در زمان فیلم برداری از بازی که سوژه ی فیلمه نمی تونسته حضور داشته باشه؟!

یعنی چی؟ حضور زن ومر د با هم در سینما ، کتابخانه دانشگاه ...مجازه ولی در ورزشگاه حضور این دو با هم موجبه اشکال میشه و غدقنه.حالا چرا؟ بزرگان دانند.

 موضوع  از خنده به دل ضعفه می رسه وقتی متوجه می شم یکی از شرایط اجازه ی تهیه این فیلم   این بوده که  هرگز در ایران نشون داده نشه .! حالا باز چرا ؟ چون هستند کسانی که مرداره زنان را دوست دارند .همین و بس

 

+ نوشته شده در 86/03/06ساعت 22:13 توسط گلناز به گو |

 

شادی صدرحقوق دان و مدیر مرکز مشاوره رایگان برای زنان بی بضاعت (راهی):

در سنت پیامبر، حکومت حضرت علی و خلفای بعدی هم هیچ جا نیست که زنی را به خاطر نداشتن حجاب مجازات کرده باشند. در تمام سالهایی که فقه شیعه رشد کرده و جلو رفته چنین چیزی نداریم. حتی در کتب فقها تا قبل از مشروطه اصلا چیزی به اسم حجاب نداریم بلکه احکام نگاه داریم که احکام نگاه هم مثل احکام طهارت و وضو جزو احکام عبادی است اینکه نگاه به چه کسانی و چه چیزهایی گناه است و مرد مسلمان نباید نگاه کند. بحث حجاب به تحولات بعد از مشروطه ایران برمی گردد که اولین آثار مدرنیته وارد ایران می شود. در دوره قاجار که یک سری مردهای ایرانی فرنگ رفتند و دیدند زنان آنجا حجاب ندارند آنجاست که فقها واکنش نشان می دهند که البته بازهم در زمره احکام عبادی است تا زمانی که جکومت جمهوری اسلامی سر کار می آید. من به کتاب آقای مطهری ارجاع می دهم که ببینید چه استثنائاتی حتی بر اصل حجاب وارد کرده اند یعنی دیدن سر بی حجاب چه زنانی گناه ندارد. یکی زنان اهل کتاب، دوم زنان یائسه که به ازدواج مجدد امیدی ندارند، سوم زنان برده و کنیزان. نه تنها برای زنان برده حجاب واجب نیست بلکه حرام است و در حال نماز خواندن نباید حجاب داشته باشد. در جامعه صدر اسلام زنان یهودی اقلیت قابل توجهی بودند و زنان برده هم به تعداد خیلی زیاد بودند و حدیث بسیار معتبر داریم که امام محمد باقر به کنیزی که در حال نماز روسری به سر داشت گفت تو حق نداری روسری به سر کنی زیرا تو را با زن آزاد اشتباه می گیرند. این نشان می دهد که حجاب برای تمایز بین زنان آزاد و برده و مسلمان و غیر مسلمان به وجود آمده است. استثنا آخر هم زنان بادیه نشینی هستند که هرچه به آنها تذکر داده می شود توجهی ندارند. در همین کتاب شهید مطهری آمده است که آیت الله خویی تفسیر خاصی از این حکم دارد و می گوید که این حکم شامل زنان شهری که توجهی به این حکم ندارند هم می شود. سوال این است که وقتی این همه استثنا وجود دارد و در عین حال هیچ مستند فقهی وجود ندارد که به حکومت اسلامی اجازه دهد واحب شرعی را به جرم تبدیل کند چرا این اتفاق می افتد؟ برخی میگویندحجاب از جمله احکامی است است که جنبه جبنه اجتماعی هم دارد. خمس و زکات هم جنبه اجتماعی و اقتصادی دارد چرا جمهوری اسلامی هیچ مجازاتی برای کسانی که خمس و زکات نمی دهند قرار نداده است؟ چرا هیچ مجازاتی برای مردهایی که ریششان را می تراشند نیست در حالیکه اجماع فقها بر حرام بودن این کار است؟

آنچه خواندید بخشی از گزارش سمینار حقوق زن از مشروطه تا کنون در دانشگاه خواجه نصیر است حتما متن کامل گزارش را اینجا بخوانید

+ نوشته شده در 86/03/06ساعت 13:50 توسط گلناز به گو |

دیشب در پی خواسته‌ی  دوستم مسعود عزیز به دنبال سندی دیگر جز ادعای واریس دیری سفیر سازمان ملل مبنی بر  ختنه‌ی  شش هزار دختر در روز به دنیای مجازی وصل شدم .گرچه نتوانستم منبع دیگری بیابم ولی آنچه دستگیرم شد  این است که در واقع، تعداد دخترانی که ختنه می شوند، به جای کاهش رو به افرایش است.تعداد بی شمار آفریقایی‌هایی که به اروپا مهاجرت کرده‌اند، این سنت را با خود به آن جا برده‌‌اند .مراکز ایالتی کنترل و پیش گیری از بیماری‌ها  در آمریکا بر آورد می‌‌کنند که بیست و هفت هزار زن در نیویورک تحت این عمل قرار گرفته اند یا خواهند گرفت .به همین دلیل بسیاری  از ایالت‌ها در حال تصویب قوانینی برای جلوگیری از مثله کردن زنان هستند.قانون گذاران احساس می کنند که قوانین جداگانه ای لازم است تا کودکانی را که در معرض خطرند تحت حمایت خود قرار دهد ، زیرا خانواده‌ها ادعا می‌کنند که این از حقوق مذهبی آن‌هاست که دخترانشان را ختنه کنند . بسیاری از اوقات جمعیت‌های آفریقایی برای اینکه فردی مثلا ، زنی کولی را برای ختنه کردن از آفریقا به آمریکا  بیاوردند پول ذخیره می‌کنند.بعد آن زن گروهی دختر خردسال را یکباره ختنه می کند.وقتی چنین امکانی وجود نداشته باشد، خانواده ها خودشان این کار را انجام می دهند .پدری در شهر نیویورک(!!) برای این که صدای فریاد دخترش به گوش همسایه ها نرسد ،صدای دستگاه ضبط را خیلی زیاد کرد و،اندام تنا سلی دخترش را با کارد برید.

پیش از چهار هزار سال است فرهنگ‌های آفریقایی زنانشان را ختنه کرده‌اند.بسیاری معتقدند که این خواسته‌ی  قرآن است ، زیرا این عمل در کشورهای اسلامی  عمومیت دارد، اما این واقعیت ندارد ، نه قرآن ، نه انجیل  از بریدن زنان برای رضای خدا سخن به میان نیاورده است .این رسم را صرفا مردان ترویج و مطالبه می کنند .مردان جاهل ،مردان خود خواه می خواهند مالکیت خود را بر مطالبات جنسی زنان اعمال کنند،بنابراین می خواهند که همسرانشان ختنه شوند و مادران نیز از ترس اینکه شوهری نصیب دخترشان نشود به ختنه دختران تن می دهند .زنی که ختنه نشده با شد ، کثیف، حشری و نامناسب برای ازدواج به حساب می آید .درست مثل خانواده هایی که فکر می‌کنند وظیفه شان این است که دختران شان را به مدرسه های خوب بفرستند ، مادران آفریقایی هم فکر می کنند که بهترین وظیفه شان این است که بهترین موقیعیت ممکن را برای ازدواج دخترشان فراهم کنند .هیچ دلیلی برای مثله کردن  هر ساله میلیون ها دختر وجود ندارد مگر جهل و خرافات .و بهترین دلیل برای توقف آن درد و رنج و مرگی است که از آن به جا می ماند.

 

پی‌نوشت :

این پست در ادامه‌ی   تراژدی ختنه زنان (1) که در تاریخ ۲۵/۲/۸۵ نوشتم امده است. 1.

 

+ نوشته شده در 86/03/05ساعت 15:56 توسط گلناز به گو |

 

 

به گفتهء دوست وبلاگ نویس  افسار بیقرار هفته پیش گروهی از دانشجویان مردم­شناسی را برای یک اردوی علمی به روستای اورامان در نزدیکی شهر مریوان در استان کردستان بردند. یکی از اساتیدشان  که در این سفر   بوده،چنین می­گوید: "وقتی در آنجا با دخترها صحبت می­کردم، متوجه شدم که در آن منطقه دخترها را ختنه می­کنند.  در آنجا زن و دختر کم می­دیدیم ... و فعالیت اجتماعی زنان به عبارتی صفر بود.  وقتی در مورد ختنه با دختران صحبت می­کردیم، می­گفتند مگر در جاهای دیگر اینجوری نیست؟!

 با صحبت کردن با بعضی از قابله­های آنجا متوجه شدم که این کار (ختنه کردن) را به شکل وحشیانه­ای انجام می­دهند."

  یادمان باشد که روزی شش هزار دختر در سراسر دنیا ختنه می شوند.

+ نوشته شده در 86/03/03ساعت 4:35 توسط گلناز به گو |